X
تبلیغات
خاطرات معلم

پنجشنبه 30 دی1389

امتحانات دی و نوابغ جدید فیزیک جهان...

سلام سلام سلام

خیلی وقت بود که به علت مشغله ها نرسیده بودم چیری بنویسم

ولی بالاخره امتحانات دیماه اومد و منو مجبور کرد که از نوابغ کلاس براتون بنویسم

راستش دیگه وحید توی مدرسه نیست و امسال در راستای اصلاح الگوی مصرف مغز اساتید و بمنظور اینکه کاری مضاعف انجام شده باشه وحیدو دیگه ثبت نام نکردن و دایورت ( DIVERT ) کردنش توی یه مدرسه دولتی که احتمالا اونجا باید تا الان طویله شده باشه

ولی از اونجایی که حماقت در هر جامعه ای – مخصوصا ایرانی-  واگیر دار شده و حتی از کلاسی به کلاس دیکه می ره من با نوابغ بیشتری آشنا شدم

برای نمونه سوالات تعریفی امتحان فیزیک سوم دبیرستان رو می نویسم ، در ادامه هم پاسخ صحیحشونو می نویسم و بعد جواب نواغ عظییییییییییم رو میارم

سوال تعریف قانون دوم ترمودینامیک به بیان یخچالی بود که جوابش میشه " گرما به خودی خود از جسم سرد به جسم گرم نمی رود" و اصولا این قانون می خواد بگه برای سرد تر کردن اجسام سرد به یحچال نیاز داریم

اماا جواب نوابغ ...

فرزین : "گرما به خودی خود از یک جسم به جسم دیگر منتقل نمی شود " احتمالا براش گرم و سرد فرقی نمی کرده – البته من بهش نمره کامل دادم –

منوچ : " یک جسم نه به خودی خود گرم می شود نه به خودی خود سرد می شود " – لطفا از طرف من بهش بگین"خودتی " –

محمدرضا: "یخچال نمی تواند همه کاری که به آن وارد می شود را به سرمااااااا تبدیل کند و بازده یخچالها متفاوت است" – عمرا... –

علی : "هر چه مقدار کار انجام گرفته بیشتر باشد دمای ورودی بیشتر و گرمای ایجاد شده هم بیشتر است" – عجب ... بابا نابغه –

محمد : " گرما به خودی خود از جسم سرد به جسم گرم تبدیل می شود " – این بنده خدا به جای فهمیدن حفظ کرده فقط که می بینین آخرش زیر بار مسئولیت کلمات زائیده!!! –

 

یه سوال دیگه هم می نویسم و بعد اگه خواستین براتون بیشتر می نویسم

ببینین اونایی که فیزیک ترمودیناماک خوندن می دونن که اصولا ما 4 فرآیدن بیشتر معرفی نمی کنیم که اسم اونا هم هست : همدما ، بی دررو ، هم حجم ، هم فشار . من سوال دادم فرآیندی که گاز در مرحله دوم ماشین بخار طی می کنه چا نوع فرآیندیه و چرا

انتظار داشتم یکی از این 4 تارو بنویسن و حالا یا دلیل بیارن یا نه دیگه ! این که توقع زیادی نیست بعد 3 ماه درس دادن 4 تا فرآیند حداقل اسمشونو بلد باشن ! هست؟

اما جواب بزرگ نابغه های جهااااااااااااااااااااااااان در سالهای اخیر

احمد : " فرآیندی است که در این مرحله بخار داغ نیرو وارد می کند فرآیند تزریق نیرو نام دارد " – بابا جون مادرتون یکی اینو ببنده!!!! آخه تزریق نیرو چیه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !!! ، خداییش مخ می خواد نیرو تزریق کنه ها!

اکبر : " دیگ بخار طی یک فرآیند هم فشار به آب و بخار تبدیل شده است " – بابا اکبر جون داداش امون بده ! دیگ به آب تبدیل شده؟ این کشفو ببر نوبل داره جایزه می ده ها!

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 مهر1389

مهر 89

سلام

خیلی خوشحالم که یک سال دیگه هم می تونم خاطراتمو بنویسم

 

بردمش پای تخته تا مساله حل کنه یه جایی رسیدیم به ۴ ضرب در ۸ ! دیدم نوشته ۲۸

پرسیدم ۴ ، ۸ تا؟! گفت ۲۸ تا

دوباره پرسیدم ۴ ، ۸ تا؟ بازم گفت ۲۸ تا

بلند پرسیدم ۴ ، ۸ تا؟؟؟؟؟؟ سریع و بلند گفت ۲۸ تا!!!

گفتم  خداوکیلی از این همه پرسیدن من اصلا شک هم نمی کنی که نکنه اشتباه داری ضرب می کنی؟!

خندید!

گفتم ۴ ، ۸ تا!؟؟؟ باز م گفت ۲۸ تا! !!!! گفتم آفرین درسته می شه ۳۲ تا ...

آخه امسال کنکور داره!

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

جمعه 21 خرداد1389

کیارش کشف جدید من!!!

سلام

ببخشید بابت تاخیر! خوب تقصیر من چیه مدرسه ها تموم شده

سر امتحان رسیدم دیدم وحید حسابی تو فکره ولی هیچی ننوشته!!

به شوخی بهش گفتم هر سوال رو بلد نبودی یه خاطره از تایلند بنویس نمره می دم!!!

و بالاخره وقت کردم و برگه های امتحانی رو تصحیح کردم...

اول برگه وحید:

پروفسور اول از همه اینکه اسمشو توی برگه ننوشته بود!! ولی برای پیدا کردن اسم صاحب برگه نیاز به تحقیق نبود آخه سفیدی برگه خودش اسم صاخبش بود!

دوم تو یه سوال نوشته: " اومدیم بریم دیسکو رامون ندادن داشت دعوامون می شد یارو گفت نمیشه بری من گفتم برو کنار بزار من برم اون گفت چرا نمی فهمی نمیشه بری"

به هر حال این خاطره شه دیگه!

سوم نوشته : "ای رفتیم سینما تو سینما وسط فیلم یه کچله جلو نشسته بود زدم تو سرش خوابیده بود پرید گفت کی بود زد فکر کرد بغل دستیشه گفت تو بودی دعوا شد سینما تعطیل شد"

به جون خودش راست بود!!

چهارم نوشته بود : " رفتیم قایق سوار شدیم قایق ها خراب بود "

به همه این خاطره ها که نمره دادم شد هفت و نیم ..

و اما کشف سال که نه کشف قرن!!!!

من اگه می دونستم همچین موجودی هم وجود داره که بزنه رو دست وحید عمرا اگه می گذاشتم از دستم در بره

خودتون قضاوت کنین من فقط نوشته هاشو می نویسم بدون تغییر!!!

"یک کره داریم با قطب های مثبت وقتی اتصال به زمین می کنیم همه ی آن ها منفی می شود"

خدا وکیلی این کره ای که گفته شده داریم کشف قرنه! باهاش هم می شه عدد پی رو محاسبه کرد هم می شه از مس طلا ساخت هم میشه بازده ماشینها رو بالای ۱۰۰ درصد ببریم هم کلا علم کن فیکن می شه!

و اما سوال بعدی این بود که قانون پایستگی بار الکتریکی را بنویسید و نوشته " از بین نمی رود به وجود نمی آید فقط ذره ای به یک انرژی می پیوندد" همین پیوند دادن ذره به انرژی بجز از دست دانشمندان اینچنینی از دست هیچ کس بر نمیاد!

تو یه سوال دیگه پرسیدم توان عدسی چیست؟ نوشته : " روی سطح به صورت مستقیم بر می گردد"

من ارتباط این جواب با این سوال و هیچ سوال دیگه ای رو نتونستم درک کنم! احتمالا شاید بعدا کشف بشه که در این صورت اطلاع می دم!

این دانشمند دومی که کشفش کردم اسمش کیارشه! نمره اش هم شد ۶و هفتاد و پنج صدم با کلی ارفاق!

به نظر شما اگه یه ماراتن بزاریم بین وحید و کیارش کی می بره؟ چرا؟

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 17 خرداد1389

نمرات ترم

یکی یکی امتحان مدرسه ها برگزار می شه و کلی برگه برا من می مونه

انقدر وسواس دارم که نکنه حقی نا حق بشه و نمره کسی زیاد یا کم بشه

کمک!!!!!
راستی برگه وحیدو نگه داشتم هروقت بریدم تصحیح کنم که کلی روحیه بگیرم

ولی توی همین برگه ها انقدر عجایب خلقت دیدم که نگو و نپرس!!!!

مثلا :  ۱۰۰۰۰ تقسیم بر ۸۰ شده ۳ !!!!! خودمونیم یعنی اینا نمی دونن چجوری باد تقسیم کرد؟

یا مثلا 6x=12 اونوقت نوشته :  x=0.5 خداییش اینا مال ریاضی دوم راهنماییه!!!!!!!

یه تقلب خیلی باهال هم تا الان کشف کردم!!!! قرار بوده رابطه قانون گرانش نیوتون رو بنویسن که توی مخرجش r به توان 2 هستش! فکر کنم اونی که می رسونده اشتباه تلفظ کرده 4-5 نفر نوشتن rv !!! فکر کردین من نمی فهمم؟ حال همه شونو می گیرم! مگر اینکه بفهمم آتیش از کی بلند می شه

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 2 خرداد1389

گفتم - گفت!

گفتم : امروز می خوام فیزیک حالت جامد رو دوره کنم!
گفت : بعدش مایع و گاز رو میگین؟

گفتم : ولش کن تعریفها رو میگم خط بکش ، من باید برم!!!!

آخه نا سلامتی اینشتین کلی برا اینا زحمت کشیده! تنش تو قبر لرزید!!!!

تازه منم ۳بار اینارو بهش درس داده بودم!به وحید گفته بودم خداییش فهمیده بود!

 

راستی! نظر وحیدو بین نظرات بچه ها پیدا کردم! اگه نظراتتون به ۷ برسه می نویسمش... 

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 29 اردیبهشت1389

یک نصیحت دوستانه

سلام بچه ها

مخصوصا سوم دبیرستانی ها که این مطلب امروز بیشتر برای اوناس

یه شعر خیلی پر معنی براتون می نویسم

خواهش می کنم قبل از هر چیزی روش خوب فکر کنین تا بعدا پشیمون نشین

و اما شعر:

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم           وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم

  

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست         گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

   

يادمان باشد   سر   سجاده    عشق         جز براي    دل   محبوب  دعايي   نکنيم

  

يادمان باشد از امروز جفايي    نکنيم        يا که در خويش شکستيم صدايي نکنيم

  

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها   ماند           طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 23 اردیبهشت1389

روز آخر مدرسه ها

دیروز آخرین روز کلاسم با دومی ها و سومی ها بود .

طبق یه رسم قدیمی توی جلسه آخر ازشون خواستم هر کدوم تو یه برگه بدون اسم هر انتقاد و پیشنهاد یا حرفی که داره برام بنویسه و برای اینکه خیالش هم راحت باشه که برای من مهم نیست که کی اونو نوشته یکی از بچه ها اونارو جمع کنه و به من بده

سومیا همه باهم یه پاکت نامه دادن که همه شون اسمشونو روش نوشته بودن و توش یه برگه بود

رو اون برگه نوشته بود:

"با تشکر از زحمات استاد گرانقدر و بزرگوار و سخت کوش استاد شجاع فرد

اندک اندک جمع مستان می رسند .

احمد و شرکاء مردان بزرگ نمی میرند هرگز                         التماس دعا

احمد .....-فامیلیش- و شرکاء

اللهم اجّل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من غیر العانه و المستشهدین بین یدی

                                                                              ما را بعد ز مرگمان می ناسند"

نامه شون برام جالب بود مخصوصا اینکه انتظار داشتم اقلا ۲-۳ تا نامه بد و بیراه باشه اما همه شون یه نامه با اسم دادن که تازه توش دعای معروف آقا محمود بود . آخه می ونین که بچه مدرسه ای ها خیلی به آقا محمود علاقه مندن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کلاس دومی ها وضع یه جور دیگه بود کلی نامه دادن بهم! ولی جالبهاش اینا بودن:

"استاد ، کلاستون خیلی عالیه ، هیچ مشکلی نداره . آقا خیلی سال خوبی ود ، خیلی مردی ، نفست حقّه ، آقایی ، یه دونه ای ، نوکرتم ،دست درد نکنه ، بهترین کلاس مدرسمون فیزیک بود ، خیلی دوست داریم" اینایی که نوشتم همهشون تو یه دونه نامه از یکی از اونا بودا!!!! ولی اندازه ۱۵ نفر نوشته بود

یکی نوشته بود : "کلاس خیلی بدی بود! لطفا پشت برگه را بخوانید" و پشتش نوشته بود "خیلی خوب بود خالی بستم"

خلاصه همه تعریف کرده بودن بجز ۲-۳ نفر که برگه سفید!!! انداخته بودن، فکر کنم با انتخابات اشتباه گرفته بودن

و یکی که خیلی ناراحتم کرد! خیلی...

نوشته بود : "آقای شجاع فرد خیلی نامردی، نمره دادنت خیلی نا عادلانه است اصلا از نمره ام راضی نیستم"

می دونین ناراحت شدم چون به همه بیشتر از لیاقتشون نمره دادم ولی اون نوشته بود راضی نیست ، دلم می خواست بدونم کیه اما وقتی پرسیدم نخواست که بدونم کی بود...

ناراحت نیستم از نوشته ای که نوشته! ناراحتم که نکنه واقعا اشتباه کرده باشم و حقی رو نا حق .

چقدر سخته قضاوت...

 

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 16 اردیبهشت1389

مشاوره انتخاب رشته !

اومد پیشم گفت : استاااااااد؟

گفتم : بله امیر جان؟

گفت: من یه سوال مشاوره ای دارم ، از ... هم پرسیدم ، می خوام نظر شما رو هم بدونم

تو دلم گفتم امیر و سوال تخصصی؟ حتم خیلی مهمه که می خواد از من بپرسه

برا همین به لحن کنجکاوانه ای گفتم: بگو ببینم مشکل چیه؟

گفت : من اگر دانشگاه سراسری تهران قبول بشم برم بهتره ، یا آزاد شهرستان

گفتم : مطمئنی بر عکس نگفتی؟ همه می خوان آزاد تهرانو با سراسری شهرستان مقایسه بکننا

گفت : آره مثلا دانشگاه علم و صنعت بهتره یا آزاد کرج؟

گفتم : برو گم شو از اتاق من بیروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 15 اردیبهشت1389

خاطره ای از وحید ...

توی کلاس فیزیک اول دبیرستان شاگردی دارم که از نظر پایه درسی بسیار ضعیفه! نه در حدی که سینوس رو از کسینوس تشخیص نده و نه در حدی که مخرج مشترک گیری یا ضرب بلد نباشه!

ضعفش انقدر زیاده که اگر ازش سوال کنید موضوع درس فیزیک چیه، شک نکنید که جواب می ده در مورد تاریخچه شعرا و نقش مادر در زندگی زناشویی و  انواع جمله اسمیه در زبان عربی صحبت میکنه!
می دونم درکش سخته ، ولی به خدا همینطوریه که گفتم!!!

صبح روزی که زنگ آخر امتحان میان ترم داشتیم با کلاس اول درس داشتم

طبق معمول برای بچه ها توضیح می دادم که امتحان سخت نیست و سوالات درسیشونو جواب  دادم

شنیده بودم وحید - همون شاگرد فوق الذکر - تعطیلات نوروزی رفته بوده تایلند و خاطرات بسیار گوهر بار و بی ربطی هم داشته

رو کردم به وحید و گفتم ، تو که تو امتحان هیچ نمره ای نمی گیری ، یه پیشنهاد برات دارم ! پرسید چیه؟ و گفتم به جای اینکه سوالات فیزیک و حل کنی برام ۵ صفحه از خاطرات تایلندت بنویس و منم در ازای هر صفحه ۴ نمره بهت میدم تا ۲۰ بشی .

قبول کرد

امروز برگه های امتحانی رو از مدرسه تحویل گرفتم و وحید نیم صفحه هم از خاطراتش نوشته بود.

واجب می دونم بدون هرگونه دخل و تصرف متن خاطرات وحید رو بنویسم تا درک کنید با کی طرفین

"خاطرات تایلند

در تایلند آقا جاتون خالی بود . دوروز پس از رسیدن به تایلند درون جا دوخترا و عشق و حال

رفتیم کنار دریا و جت اسکی سوار شدیم با یه یارو چه حالی داد هیکلی

مردم ایستاده بودن و می خندیدن   سوار تاکسی شدم به یارو گفتم آقا به خدا پول ندارم یارو فهمید گریه کردم گفت اشکالی نداره . من بودم و صفا سیتی

آقا تنهایی بیرون می رفتم با پسر خالم   بیرون بهم می گفتن کجایی هستی می گفتم تهرانی می گفتن برو گمشو

یه بار هتلو اشتباه رفتم یک زنه با بچه اش داش شیر می داد من گفتم ببخشید یه بار دیگه هم یه مرده لخت بود یارو گفت بیا تو گفتم نه من کار دارم

یه بار تو هتل تنها بودم یه زنه در زد گفت ببخشید میتوانم اتاق و تمیز کنم من صدای زن در آوردم گفتم نه عزیزم من خودم تمیز می کنم

این قصه ما ، قصه ما به سر رسید کلاغ به خونش نرسید "

تمام متن فوق عینا از برگه امتحانی وحید اومده و حتی غلط های املایی و جمله بندی ها رو هم تغییر ندادم.

 

راستی؟ اگر شما بودین بهش چه نمره ای می دادین؟ -خاطره وحید فقط نیم صفحه بود-

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 15 اردیبهشت1389

مقدمه

به نام خدا

سلام

اینجا وبلاگ شخصی من و محل ثبت خاطرات من توی کلاسهای درسیمه

کلاس یعنی خاطره ، خاطره ا به وسعت رفاقت ها و شیطنت ها و بی فکری ها و ...

هزار رنگ خاطرات شیرین من ، تقدیم به همه شما ، باشد که ماندگار شوند و لبخندی بر لبانتان بنشیند

برای اینکه به حریم خصوصی کسی تجاوز نکنم فقط از اسم کوچک افراد استفاده می کنم

به امید خدا ...

نوشته شده توسط امیر م ش در |  لینک ثابت